تبلیغات
وبلاگ استعدادهای پارسیان

وبلاگ استعدادهای پارسیان
مرکز مقالات علمی و آموزشی  
نویسندگان
نظر سنجی
طرفدار چه سبک از مطالب هستید؟







پیوندهای روزانه
پیرمردی صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: باید ازتو عکسبرداری شود تا جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیل را پرسیدند.
پیرمرد گفت
...
زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می‌روم و صبحانه را با او می‌خورم. نمی‌خواهم دیر شود
!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می‌دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی‌شناسد

پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می‌روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که می‌دانم او چه کسی است
...!



طبقه بندی: مقالات کلی،  مقاله عاشقانه، 
[ 1390/12/13 ] [ 18:17 ] [ ساسان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام.من ساسان مدیر این وبلاگ هستم.
در این وبلاگ هر مقاله ای از هر موضوعی وجود دارد.برای اینکه هر قشری بتونه از اینجا استفاده کنه همه نوع مقاله ای قرار دادیم.امیدوارم از مطالب لذت ببرید و لطفا بعد از استفاده از مطالب این وبلاگ نظرات خود را برای ما ارسال کنید.
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :